تبليغاتX
راه
خدا رو شکر

این ماه رمضان با این سریال های مسخره کلی از وقت بی ارزش منو پر کرد.

تازه فهمیدم این پول دارا چرا مریض میشن.بابا از بی کاری به خدا .

ولی کلا" خیلی زندگی با هالی مثل پول دارا زندگی کردن فقط هیجان نداره

سوال مسابقه اینه که چه واژه ای میشه به جای پول دار استفاده کرد؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 16:41  توسط میر عمید عدنانی  | 

می دونی دلم نمی خواست گله کنم ولی دله دیگه

دلم واسه یه بو هایی تنگ شده

مثل بویه شیر که صبح زود مادرم می جوشند

واسه بوی گند قرص های ماهیام

بوی ادکلن دوستای خوشبوم

خیلی بده که دلت واسه بو هم تنگ بشه

و.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 22:33  توسط میر عمید عدنانی  | 

باشه

کل کل میکنیم تا ببازی

به چیت می نازی

من روی تو یکی رو کم می کنم

از اسمت نمی ترسم

اره با شمام ای روزگار لعنتی

اینا تفکرات یک دانشجوی تنها بود که نمی خواست اسمش فاش بشه

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 18:28  توسط میر عمید عدنانی  | 

سلام

چه شامی

۲ تا نون لواش

یه کاسه اش

یه لیوان دوغ

صفا کردم جات خالی

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 19:37  توسط میر عمید عدنانی  | 

امروز از خواب پاشدم

دیدم رفتم به باد

هیچکس دوروبرم نبود

همه منو بردن زیاد

رفتم جلوی آیینه و دیدم چنتا موی دیگم هم سفید شده

ولی بی خیال انرزی هسته ای رو بچسب

تازه پانسیونم خیلیم باهاله

دانشگاهم که ....

مراد محمدی هم که به یه منطقه خوش اب و هوا رفت

بعدش فهمیدم خیلیم وضعیتم بد نیست

چاره چیه جبر جغرافییایی دیگه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 11:44  توسط میر عمید عدنانی  | 

خوب

فردا میرم

یه باره دیگه توی یه جای دیگه

ای کاش می شد خودتو واسه خدا لوس کنی

چمی دونی شاید اونجا بهتر باشه

مثل وبلاگ نوشتن که از ننوشتنش بهتره

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:14  توسط میر عمید عدنانی  | 

سلام

می تونم

شایدم نتونم

مهم نیست تا حالا ادمای زیادی تونستن

خیلی ها هم نتونستن

اونم مهم نیست

مهم اینه که شب به شب آینه بهت بخنده                         

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 11:17  توسط میر عمید عدنانی  |